بورس اوراق بهادار تهران در شرایطی زمستان را هم همچون پاییز طوفانی آغاز کرد که نهاد ناظر بازار با توقف نمادهای موسوم به لیدر احتیاط توام با ترس معامله‌گران را رقم زد.هفته گذشته شاهد توقف ۶ نماد مهم و تاثیرگذار در بازار سهام بودیم و چند روز پس از آن نماد فولاد مبارکه که با ارزش بازاری بالغ‌ بر ۱۲ هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان به عنوان دومین شرکت بزرگ بورس شناخته می‌شود، چند ساعتی در بورس متوقف و سپس بدون انتشار اطلاعات مشخص و جدیدی بازگشایی شد.

اما به رغم اینکه دلیل توقف این نمادها «بررسی بیشتر اطلاعات و اطلاع‌رسانی» عنوان شده است، پس از گذشت چند روز از توقف این نماد‌ها شاهد انتشار اطلاعات خاصی از این شرکت‌ها نیستیم، حتی فولادی که چهارشنبه متوقف و سپس بازگشایی شد، تنها در اطلاعیه‌ای کوتاه از عدم تغییرات با اهمیت در وضعیت سودآوری خود خبر داد.افزون‌ بر این، دیگر شرکت‌های متوقف مثل ذوب‌آهن اصفهان اعلام کرده‌اند که از آنها اطلاعات خاصی از سوی نهاد ناظر بازار درخواست نشده است.اما فارغ از دلایل توقف این نمادها که به طور قطع مربوط به نهاد ناظر بازار سرمایه است و سازمان بورس و اوراق بهادار در این زمینه وظیفه قانونی دارد، در این نوشتار سعی دارم به این نکته اشاره کنم که این گونه اتفاقات بیش از هر چیز بی‌اعتمادی معامله‌گران بورس تهران را در پی خواهد شد.تابستان ۹۱ را به یاد بیاورید. درست زمانی که حتی بورس تهران در یک هفته افت سنگین و بی‌سابقه ۴ درصدی را به ثبت رساند، آن موقع همه به دنبال روزنه امیدی در بورس بودند تا این بازار بتواند از آن وضعیت رها شود. حتی در آن موقع می‌گفتند که از انتشار اخباری که جو منفی بازار را تشدید می‌کند، پرهیز کنید. بورس با حقوقی‌ها برای حمایت جدی از بازار سهام مذاکره می‌کرد، بانک‌ها به اعطای ‌وام به شرکت‌های سرمایه‌گذاری ملزم شدند و از همه مهم‌تر اینکه رییس‌جمهور برای حفاظت از دارایی مردم در بازار سرمایه دستور ویژه صادر کرد.خب، هدف از این همه تلاش چه بود؟ بدون شک رونق بازار سرمایه و حمایت از شفاف‌ترین بازار سرمایه‌گذاری کشور که مورد تایید ارکان ‌نظام است. حالا این رونق به بازار برگشته و دارندگان سرمایه در شرایط کنونی کشور و تورم موجود، ترجیح می‌دهند از بازدهی‌های شیرین سهام در بورس منتفع شوند. حال این شرایط خوب است یا بد…؟ اینکه بازار سرمایه به رغم ریسک‌های سیستماتیک موجود و اوضاع و احوال بین‌المللی، منطقه‌ای و داخلی، توانسته سودی ۴۵ درصدی عاید سرمایه‌گذاران کند و قدری هم از توجهات به بازارهای غیرشفاف ارز و سکه را کم کرده است، چه نتیجه‌ای برای اقتصاد کشور دارد…؟ نکند بهتر بود که مثل سال گذشته بورس فقط ۱۱ درصد سود عاید سرمایه‌گذاران می‌کرد و دلار و سکه سودهای ۱۰۰ درصدی … یا اینکه مردم می‌رفتند ملک می‌خریدند.این درست که توانایی بورس در جذب نقدینگی شناور شاید خیلی اندک است، اما در حد خود توانسته عرض‌اندام کرده و به مهار نقدینگی در کشور کمک کند.در حال حاضر مجموع ارزش بازارهای بورس و فرابورس ۲۲۰ هزار میلیارد تومان است، یعنی اینکه بورس توانسته ظرف سال‌های گذشته منعکس‌کننده شرایط موجود در کشور باشد و افزایش نرخ ها و تورم‌ موجود در جامعه را در رشد سودآوری و البته افزایش قیمت سهام شرکت‌ها به نمایش بگذارد.حالا اگر بورس توانسته در این شرایط منعکس‌کننده واقعیات باشد و در شرایطی شفاف به جذب نقدینگی بپردازد و سودهایی را هم به سرمایه‌گذاران بورس برساند، عیبی دارد؟ چرا تا بورس مثبت می‌شود به فکر حباب می‌افتیم؟ آیا آپارتمان مترمربعی ۸ میلیون تومان در سعادت‌آباد تهران حباب ندارد، اما قیمت سهام شرکتی که سودش ۳ برابر شده و قیمت سهام آن فقط دو برابر رشد کرده، حباب دارد؟ اصلا ما می‌دانیم حباب یعنی چه؟ چرا به این فکر نمی‌کنیم که بورس به‌رغم رشد شدید قیمت سهام هنوز نتوانسته نسبت قیمت به درآمد خود را به سطح سال گذشته برساند. پاییز سال گذشته P/E (نسبت قیمت به درآمد) بورس نزدیک ۷ مرتبه قرار داشت، اما اکنون کمتر از ۶ مرتبه است؛ یعنی قیمت سهام هنوز به تناسب افزایش سود شرکت‌ها نتوانسته رشد کند.اما اینکه به‌رغم وجود واقعیت‌های موجود، اقداماتی انجام می‌دهیم که باعث ترس و واهمه معامله‌گران می‌شود، قابل‌تامل است، آیا بهتر نیست با بورس مهربان باشیم؟
سازمان محترم بورس؛ شما دیگر چرا…؟ شمایی که با مشکلات و ریسک‌های مرتبط بر بورس آشنایی کامل دارید… ریسک‌ها و مشکلاتی همچون تصمیم‌های خلق‌الساعه، بی‌توجهی به حقوق صاحبان سهام، اخبار منفی سیاسی، التهابات ارزی، هدفمندی یارانه‌ها، رشد شدید قیمت حامل‌های انرژی، عمق کم‌ بازار و ده‌ها مشکل دیگر… لطفا با این گونه اقدامات، مشکلی بر مشکلات جامعه سهامداری نیفزایید.

اطلاعات سهامداری

اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد

لطفا جهت نمایش اطلاعات وارد سامانه سهامداری شوید

ورود به سامانه